به خواب كه ميروي....
وقتی میخوابی فرصت بیشتری پیدا میكنم واسه فكر كردن به رفتاري كه در طي روز باهات داشتم... به حرفهايي كه بهت زدم...و گاهي وقتا كه عصبانيم ميكني و سرت داد ميزنم... بعد ميشينم سبك سنگين ميكنم... كجاي كارم.. كجاي حرفم اشتباه بود...و اون موقع ست كه خودمو سرزنش ميكنم... به چهره معصوم و پاكت كه نگاه ميكنم...به خودم ميگم هي فاطمه چطور دلت مياد اين فسقلي رو از خودت برنجوني.. . اين همون فرشته كوچولويي كه واسه ديدن و داشنش التماس خد...
نویسنده :
مامان ابولفضل
16:4


