يه روز خوب..
كوچولوي مامان خدارو شكر سرماخوردگيت بهتر شده... و دوباره شيطونياتو شروع كردي ديروز حالت بهتر شده بود رفتيم مهموني خونه يكي از دوستاي بابايي حسابي خوش گذشت مخصوصا به شما كه ۲ تا دوست پيدا كردي و تموم مدت با هم بازي ميكردين... فقط سختيش ۱۱ طبقه بود كه رفتيم بالا چون آسانسورشون مشكل پيدا كرده بود البته شما كه راحت بغل بابايي بودي فقط ماماني تا يك ساعت نفس نفس ميزد.. عكس ني ني هاي...
نویسنده :
مامان ابولفضل
0:3


