سفر به ديار ...
بابایی زنگ زد وگفت مرخصیش امضا شده و منم هول هولكی مشغول جمع كردن وسایلم...
اگه خدا بخواد فردا ظهر براي مراسم بابابزرگ راهي بيرجند ميشيم..
قرار بود فقط بابايي بره چون هوا خيلي سرده.. فسقلي هم كه حساس..
ولي خوب درست نيست تنها دخترش تو مراسم سالگرد نباشه...
حرفاي مردم به كنار... دل خودم طاقت نمياره... دلم پر ميكشه واسه بابام...
خداكنه هوا يه خورده گرمتر بشه...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سفر به ديار ...
