ماجراي ابولفضلو حموم...
مطلب بصورت موقت و بدون نمایش در وبلاگ ثبت شده است

نینی کوچولو براتون
بازم یه قصه داره
کثیفه دست و پاهاش
رفته حموم دوباره
نینی کوچولو یه خرده
شیطونه و بازیگوش
آواز میخونه نینی
وقتی میره زیر دوش
صداش میپیچه اونجا
نینی کوچولو خوش حاله
رو کاشیهای حموم
صابون داره ميماله...
شعري كه ابولفضل قبل از حموم رفتن دوست داره براش بخونم...
لباس و حولشو از كمدش مياره جلو در حموم ميزاره...
اسباب بازي هاي مخصوص حمومش رو هم مياره...
و خودش لباساشو درمياره البته فقط شلوارشو ميتونه..
پسرك تميز من عاشق حموم رفتنه...


ماجراي ابولفضلو حموم...
