این روزها
این روزها.....
ابولفضل کوشولوی من
خیلی شیطون شده...
اگه از پشت کامپیوتر یا تلوزیون یا هر جای دیگه ای یه سیمی آویزون ببینه اونو می کشه و باهاش بازی می کنه ..

.عاششششششششق ددر رفتنه و همیشه آماده است تا پرواز کنه بره تو بغل هر کسی که داره از در میره بیرون ...

دوست داره هر جایی رو که دلش خواست از دست و پا و صورت مامان و بابا گاز بگیره
دوست داره هر چیزی رو بذاره تو دهنش...
دوست نداره تایه کشتی جانانه با مامانی نگرفته پوشک بشه ...![]()
وقتی با مامانی تنهاست دوست نداره حتی یک لحظه ازش دور شه ...
دوست نداره قطره ویتامین و آهنش رو بخوره ...
دوست نداره کسی دست به مماخش بزنه ...شدیدا واکنش نشون میده
دوست نداره لالا کنه ...![]()
دوست نداره سرش رو ببریم زیر دوش حمام ...
دوست نداره جوراب پاش باشه ...
علاقه شدیدی به کاغذ و خوردن اون داره...

به قابلمه علاقه زیادی داره...
شبا تا دیروقت بیداره وبازی میکنه...
از نخ هم خوشش میاد...
و......


این روزها
