ورود به 9 ماهگی
عمر مامان امروز
ماه رو تموم میکنه و وارد
ماهگی میشه
چقدر زود گذشت انگار همین دیروز بود ۲۶ اردیبهشت بود
که واژه شیرین مادر به من تعلق گرفت
پســـــــــرم بهترینها رو برات آرزو میکــــــنم همونطور که تو بهـــــترینی برای من...


این روزا خیلی شیرین و شیطون شدی..پشت سرم میای اشپزخونه و شروع میکنی بهم ریختن وسایل...فقط کافیه یه کوچولو دعوات کنم سریع لباتو جمع میکنی و بغض میکنی..
قربونت زرنگیت برم که نقطه ضعفم و گیر اوردی..که سریع بغلت کنم و بوست کنم...

یکی از کارای مورد علاقت هم عوض کردن شبکه هاست...که حرص من وبابایی رو وسط فیلم نگاه کردن درمیاری..
راستی عاشق آهنگ شروع پیام بازرگانی هستی
محشری پسر....

هنوز که هنوزه از دندونای سرسخت شما خبری نیست
نکنه مامانی میخوای بی دندون بمونی...

دغدغه این روزای من شده وزن پایین شما جیگر طلا که علی رغم رسیدگی زیاد من بالا نمیره که نمیره....۸ ماهت تموم شده ولی از ۷ کیلو بیشتر نشدی...
همش میگم مقصر منم..وقتی نی نی های توپولی رو میبینم دلم آب میشه
کاش شما ووروجک هم یه کم وزن بگیری...عشق مامان...

بی نهایت دوست دارم نفسم....



ورود به 9 ماهگی
