تعطيلات نوروزي...و اتفاقات خوب...
تعطیلات نوروز ۹۳هم با كلی خاطره تموم شد...
چند روز اول عيد رو تنها بوديم چون بابايي شيفت بود..۵ فروردين همراه خانواده بابايي
رفتيم بيرجند...
شما كه حسابي بهت خوش گذشت...چون فضا باز بود و بچه هاي همسنت زياد بودن...
تا ميتونسي بازي و شيطوني كردي...
ويه اتفاق خوب ديگه كه تو اين تعطيلات افتاد اين بود كه دايي وحيد بالاخره همسر
مناسب پيدا كرد..
و ۱۰ فروردين عقد كردن...انشالله كه خوشبخت بشن...
و شما فسقلي هم تو مراسم خواستگاري و عقد حضور داشتي..و كلي آتيش سوزوندي...
ايشالله دامادي خودت گل پسرم...
و اتفاق خوب ديگه ديدن دختر دايي سعيد بود كه ۲ ماهه شده بود و ما هنوز نديده بودمش...
محدثه جون خيلي خوشگل و بامزه بود...خدا حفظش كنه...

خدارو شكر اين چند روز كه بيرجند بوديم هوا خوب بود و تونستيم اكثر جاهاي ديدني رو
سر بزنيم و لذت ببريم...
تنها چيزي كه خيلي كلافم كرد شير خوردن شما بود كه وقت و بي وقت هوس جي جي
ميكردي و چند ثانيه كه ديرتر ميشد آبروي مارو جلوي همه ميبردي...
هرچند سخته اما تصميم گرفتم از شير بگيرمت... اميدوارم بتونم..
يه سري از عكساي ابولفضل تو ادامه مطلب.....







......................


تعطيلات نوروزي...و اتفاقات خوب...
