سومين سالگرد ازدواج...

۲ اسفند ماه سال ۸۹ با تموم مشکلاتی که در سر راهمون بود
من با بهترین مرد دنیا عهد و پیمان جاودانه بستم
که تا لحظه ای كه نفس دارم در کنارش باشم....
و امروز سالروز اين پيوند مقدسه..
۳ سال از آن روز و آن پیمان گذشت....
با تمام پستی ها و بلندیهایش گذشت....
با تمام خوبیها و بدیهایش گذشت....
ولی من همچنان عاشقت هستم...
عاشق مهربانیت....عاشق یکرنگیت ...عاشق صداقتت...
عاشق فداکاریت و عاشق وجودت و خودت که بهم آرامش میده
و با اومدن پسرم, گلم, میوه دلم این عشق چندین برابر شد....

دوستت داریم من و ابولفضل کوچولوت

سومين سالروز یکی شدنمان مبارک عزیزم.....

پ ن . به مناسبت سالگرد ازدواجمون يه مهموني كوچيك ترتيب دادم و خانواده همسر
رو دعوت كردم...حسابي خوش گذشت
فكرميكردم مرتضي به خاطر مشغله كاري اين مناسبت و يادش نيست
ولي لحظه آخر ديدم يه پلاك و زنجير برام هديه گرفته ...
بيشترين ارزشي كه اين هديه داشت اين بود كه ثابت كرد باتموم مشكلات زندگي من و
علايقمو ازياد نبرده......


سومين سالگرد ازدواج...
