ابولفضلابولفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

مادرانه های من کودکانه های تو

جمعه اي كه گذشت...

1392/6/30 15:0
نویسنده : مامان ابولفضل
153 بازدید
اشتراک گذاری
 

 جمعه خوبي رو پشت سر گذاشتيم... حسابي خوش گذشت.

 

صبح همراه خانواده بابايي رفتيم منزل عمه بزرگ بابا

 

چون حياط بزرگي دارن شما خيلي اونجا رو دوست داري... راحت ميدويي و بازي ميكني

 

 والبته دو تا مرغ مينا داشتن كه تمام مدت سرگرمت كرده بودن..تا صداشون درميومد با عجله

 ميومدي پيشم

و ميگفتي ماما توتو جيك جيك..

 

 فدات شم كه همه چي رو به زبون خودت واسه مامان تعريف ميكني...

 

بعد از كلي بازي بعد از نهارخوابيدي... وشبش هم كه عروسي دعوت بوديم..

 

اونجا هم خوب بود شما هم كلي ناناي كردي طوري كه اكثرا حواسشون به تو ووروجك بود تا

 مراسم..

 

حيف كه دوربين خراب شده ونتونستم اين لحظه هاي شيرين و ماندگاركنم...

 

و آخر شب هم طبق معمول دنبال وسيله اي كه ما رو خسته و كوفته به منزل برساند...

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)