ماجراي مريض شدن ابولفضل
بازهم سرماخوردگي اومده سراغت و اين دفعه حسابي زمين گيرت كرده..
۴ روزه دايم سرفه ميكني و تب داري.
روز اول برديمت دكتر ولي بهتر كه نشدي هيچ سرفه هات شديدتر هم شد

ديشب اينقد سرفه هات شديد بود كه ديگه گريم گرفت
بابايي كه گريه هامو ديد سريع حاضر شد كه دوباره ببريمت دكتر..
مطب دكتر هم كه چه خبر بود..بقيه بچه ها وضعيتشون خيلي از تو حادتر بود
۲ ساعت منتظر شديم تا نوبتمون شد...جناب دكتر هم باز داروهاي جديد نوشت
راستي يه آمپول هم خوردي كه با كمال تعجب اصلا گريه نكردي
قربونت برم كه اينقده صبوري ماماني...
موقع برگشت بارون شديدي گرفت...ماشين هم پيدا نميشد
بابايي كاپشنش رو درآورد وتورو پيچوند توش تا خيس نشي..تا ماشين گير آورديم...
ولي من و بابايي موش آب كشيده شديم
طاقت مريضيتو ندارم ... خدا كنه زودتر خوب شي ماماني...







۰



ماجراي مريض شدن ابولفضل 

