رو به زوال
سلام دلبندم
بازهم معذرت به خاطر ننوشتن هایم
بهم ریخته ام
چون کلافی سردرگم
دلتنگ روزهای دورم و به زیر آوار پشیمانی و ندامت جان میدهم
کاش میشد بود و ندید رفتن و نبودن ها را...
کاش میشد چون عزیزان رفت و زجر نکشید از جای خالیشان
از زنگ زدن و جوابشان نشنیدن
وای که این روزها با مرور هر خاطره بغضم میترکد و گریه امانم نمیدهد
واین تویی که با نگاهی مبهوت و متعجب گریه مادرت را مینگری و لبهایت را جمع و جور میکنی برای گریه بر حال زار مادر..
این است احوال این روزهای من
گریه ..گریه ...گریه..
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رو به زوال
