روزانه ها
عشق کوچولوی من هنوز هم مریضی و خوب نشدی..امروز دوباره وقت دکتر گرفتیم
مطب دکتر که میرم روحیه ام داغون میشه طاقت دیدن نی نی های کوچولویی که مریضن رو ندارم
خدایا همه نی نی هارو شفا بده تا هیچ مادری مثل من غصه دار نباشه
آمین.....
امروز با نوازشای دست تو از خواب بیدار شدم فدات بشم که معلوم نیست از کی بیدار شده بودی و حوصلت سر رفته بود بالاخره اومدی مامانو بیدار کردی... انگاری دنیا رو بهت دادن تا چشمای باز من و دیدی شروع کردی به صدا درآوردن و دست زدن ...
نمیزاری به هیچ کدوم از کارای خونه برسم تا پامو میزارم تو آشپزخونه چنان میزنی زیر گریه که نگو..
مجبورم تو رو هم با خودم ببرم و یه چیزی بدم دستت و کارامو بکنم که از با خراب کاریای تو کاری نکنم بهتره...

الانم تو بغلم داری غر میزنی و دستتو میاری تا تو هم تایپ کنی هر کاری مامان میکنه شما هم باید تکرار کنی طوطی من..
نه مثل اینکه نمیشه با شما چیزی نوشت
فعلا بای ... عاشق شیطونیاتم مامانی.......


روزانه ها
