دکتر رفتن ابولفضل..
امروز پیش دکتر درود وقت داشتیم خیلی دکتر خوبیه و شماهم خیلی دوسش داری گلم

خداروشکر همه چی خوب بود فقط به خاطر گلوت باید چندتا شربت بخوری
انشالله که زودتر خوب بشی نفسم
از برگشتن بگم که چی شد.. بارون شدیدی گرفت
و ماشین هم گیر نمی یومد
خلاصه حسابی خیس شدیم از مزایای ماشین نداشتنه دیگه...
تا رسیدیم خونه موش آب کشیده شدی خداکنه سرما نخوری..
رسیدیم خونه مامان جون گفت شام بریم پیششون ماهم فوری قبول کردیم
حسابی خسته بودیم شما ووروجک هم کلی نق زدی![]()
شب هم تا ساعت ۱ بیداربودی و نمیخوابیدی..اخه چرا اینقد مامانتو اذیت میکنی گلم..
ولی باهمه اینا من هنوز عاشقتم...


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دکتر رفتن ابولفضل..
