ابولفضلابولفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

مادرانه های من کودکانه های تو

نی نی گفته ها...

1391/8/3 15:27
نویسنده : مامان ابولفضل
127 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

 

 

 

 

 

 

من یه نی نی ۵ ماهه ام که میخوام چند کلمه ای با مامان فاطمه و بابا مرتضی حرف بزنم

 

 

مامان فاطمه گلم ..میدونم که 9ماه زحمت کشیدی و منو با جون و دل حمل کردی ، میدونم عاشق منی ..اما این عشقت دلیل نمیشه وقتی منو بغل میگیری تا بهم شیر بدی.. مثل یک تیکه خمیر با دستات و سینه ات ورزم بدی ..بخدا من استخوانام نرمه ، هنوز غضروفه ..خوب له میشم ..هی منو میچلونی که چی بشه. دوست دارم به عادت 9 ماه صدای قلبت رو بشنوم اما دوست ندارم تنم درد بگیره اونوقت نتونم چیزی بگم ، بعد مجبور بشم گریه و ونگ ونگ کنم ...تو هم هی آب قند و نبات بریزی به حلقم چون فکر میکنی دلم درد میکنه و شیرت برام سنگین بوده...

بابامرتضی مهربونم ، میدونم برات عزیزم و وقتی از سرکار میای بی صبرانه میدوی طرف من تا باهام بازی کنی .. اما پوست من مثل برگ گل می مونه .چرا هی با اون صورت مردونت که سر ریش و سیبیلت هم زده بیرون مثل سمباده توی سر و صورت من میکشی و منو هی ماچ می کنیشِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے

... بعد اگه لپام خشکی بزنه و دون دون بشه به مامانم میگی.. خانوم لپ این بچه چرب کن ، به هوا حساسیت داره ... نخیرم ..برای هوا نیست . برای اون ماچای آبداریه که می کنی .. لباتو مثل بادکش میذاری روی لپای منو هی تالاپ تالاپ ماچ میکنی و تف میمالی ... تازه خدا به داد من برسه وقتایی که  بعد از خوردن پیاز بخوای منو بوس کنی...شِـکـْلـَکْ هآے خـآنــــومے

مامان جونم ، وقتی منوپوشک میکنی من همه کارامو اون تو انجام میدم .حالا درسته که میتونی چند ساعت یکبار منو عوض کنی اما توروخدا وقتایی که نی نی خوبی بودم و فقط کار کوچولو کردم و خواستی عوضم کنی .. منو با دستمال مرطوب خالی پاک نکن . اگه یک کمی آب بریزی، هم تمیز تره هم من بیچاره خنک میشم

بابا خان.. وقتایی که من احتیاج به تعویض پوشک دارم .. حتی اگه مامان هم میتونه ..اشکالی نداره که تو این کار رو انجام بدی ..تازشم من کلی کیف می کنم چون می فهمم که تو هم منو خیلی دوست داری .. اگه کار کثیفیه برای مامان هم کثیفه .

 

مامانی ..بعد از شیر خوردنم اگه میخوای کمکم کنی .. هی منو مثل گوشت قربونی این دست و اون دست نکن .. آخه همون فسقله شیری رو هم که خوردم پس میزنم ! میخوای هاضمه منو بگیری لازم نیست دستت رو مثل گوشت کوب بکوبی پشتم.. آروم آروم هم که دستات رو بکشی پشتم من هاضمه می کنم !

بابایی ، من خیلی

کوچولو ام ! استخون بندیم هنوز شله و

و شکل نگرفته ..چرا هی منو از مچ دستام مثل فنر میکشی بالا...اگه کتفم از جا در بره میخوای چی کار کنی ...چرا هی منو مثل توپ بسکتبال پرت می کنی بالا ..من نفس کم میارم .. این کار تو مثل این میمونه که یه آدم بزرگ رو بخوان از ارتفاع 2000 پایی پرت کنن پایین . خوب معلومه که شوک میشه و میمیره ...

مامان جونم .. بابا جونم ، هی بالای سر من و توی گوشای ظریف من صداتونو بلند نکنید .. مامان هی جیغای بنفش میکشه و بابا هوارهای 100ریشتری شکلکهای جالب و متنوع آروین

میزنه .. من بیچاره تازه از یک محیط بسته و آروم که توش شناور بودم اومدم بیرون . به این همه سر و صدا و قیل و قال عادت ندارم ..

والا بخدا گناه دارم ..آخه من یه نی نی ۵ ماهه کوچولوام ...!

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)