در هفته اي كه گذشت...
ابولفضل من
فرشته ی پاک خونه ما
عزیزتر از جانم..
اینقدر این روزهااا کارهای خوشگل و عاقلانه انجام میدی
که فکر میکنم خیلی بزرگ شدی
اما وقتی میای تو بغلم و شیر میخوری پیش خودم میگم درسته یک کوچولو بزرگ شدی
اما هنوز نینی کوجولوی خودمی.....
خونه تكوني هم بالاخره با كمك هاي زيادي كه پسرم كرد تموم شد...
فقط یك هفته دیگه تا عید نوروز مونده...
خريدامون هم كم و بيش انجام شده...
اين طور كه برنامه ريزي كرديم احتمالا ۳ فروردين همراه خانواده بابايي بريم بيرجند ...
مطمئنم اونجا حسابي بهت خوش ميگذره چون همبازي هاي زيادي اونجا داري...
و البته به منم خوش ميگذره چون جايي ميرم كه گوشه به گوشش برام خاطره ست...
راستي هفته اي كه گذشت تولد۲ سالگي كوثر جون بود...
خوش گذشت ... كلي ناي ناي كردين و بازي كردين...
ايشالله تولد خودت سنگ تموم ميزارم ...






در هفته اي كه گذشت...
