ورود به 19 ماهگي
فرشته كوچولوی من ورودت به ۱۹ ماهگي مبارك
قربوونت برم که از وقتی با توام حساب روزها و هفته ها از دستم در رفته.
این روزها خیلی بلا شدی.
دلم میخواد بگیرم حسااابی بچلونمت و یه دل سیر ماچت كنم...
میگم عشق مامان کیه با انگشت سبابت خودت رو نشون میدی...
ميگي من من من...
معني خيلي از كلمه هارو ياد گرفتي و تكرار ميكني...
هرروز عاقل تر ميشي و شيطون تر ..گاهي كارايي ميكني كه هاج و واج
ميمونيم...
تو كاراي خونه خيلي كمكم ميكني كه البته بعدش دادم به هوا ميره...
هر وقت تو پوشكت كاراي بزرگ ميكني خبرشو ميدي كه من و
بابايي تلاش ميكنيم قبل از وقوع اطلاع رساني كني...
اين روزها حسابي چاي خور شدي و بعد از خوردن هم از اين ليوان به
اون ليوان و به سيني و آخرش هم روي فرش بيچاره....
وكلمه هاي جديدي كه ياد گرفتي...
موقع بالا رفتن از پله ها ميگي يا عللي..
به قيچي ميگي اييچي...
به سوپ ميگي دووپ...
به بالش ميگي باله...
به پتو ميگي اااتو...
به لباس ميگي ااباس...
به پازل ميگي آآزل...
به چايي ميگي آآيي...
به اره ميگي االه...
وخيلي كلمات ديگه كه بعدا مينويسم..


ورود به 19 ماهگي
