خرابكاري گل پسر...
اي واي برمن...
ساعاتي قبل طي يك عمليات انتحاري تمام عكسهاي
مسافرت توسط آقا ابولفضل پاك شد
و فقط موند همون چند تا عكس پست قبل...
من...
ابولفضل....

چيكار ميشه كرد چه با عكس چه بي عكس مسافرت
خوش گذشت هرچند زمانش كم بود
ونتونستيم به همه سر بزنيم...توي مسير هم خيلي پسر
خوبي بودي و اصلا اذيت نكردي...
یادم باشه واست یه جايزه خوب بگیرم..

راستي يه خبر خوب تا چند ماه ديگه يه ني ني كوچولو
به جمع پسر دايي هات اضافه ميشه
دايي سعيد دوباره داره پدر ميشه....

کلماتـــی که تازه یاد گرفتــــی میگی : 
گربه.....پيشي پيشي
عمه .... عمممه
عمو.....ابوووو
جوجه...دوده
گاو....داووو
مهسا...مسا
بريم.... بليم
پيتيكو...تيتيكو
وقتي عصباني ميشي بلند ميگي اااي با با.....
چيزي گم ميكني دستاتو ميگيري بالا ميگي كو...
فداي شيرين زبونيات مادر....

۲ تا مرواريد ديگه هم به جمع دندونات اضافه
شده...و جمعا ۹ تا دندون داري
مباركت باشه عشقم.
يه كار خيلي بدديگه اي كه تازگي ياد گرفتي اين ك
ه ماماني رو گاز ميگيري...اونم شديد..
ولي خيلي زود پشيمون ميشي ومياي بوسم
ميكني
جيگر ماماني با اين مهربونيات...



خرابكاري گل پسر...
