اندر احوالات 13 ماهگی...
سلام شیرین عسل مامان
این روزا حسابی بلا شدی و دلبری می کنی ...دلم میخواد درسته قورتت بدم...
عاشق آب بازی و آب خوردنی...آب که میبینی ازخود بی خود میشی...

واسه خودت مردی شدی...۷ تا دندون داری..۴ تا بالا...۳ تا پایین
بدون کمک ۱۰ قدم برمیداری...
تازه وایستاده میرقصی ودست میزنی...
بعضی از اعضای بدنتو میشناسی...مخصوصا زبونتو...
تازگیا بعدازظهرا نمیشه تو خونه نگهت داشت...حتما باید بریم پارک یا بیرون از خونه..
عاشق اینی که تو کیف مامان فضولی کنی و وسایلشو بریزی بیرون..
هروقت آب میخوری باید دستات روهم تو لیوان شستشو بدی..
یه لحظه هم ازم جدا نمیشی دایم دنبالم ازین اتاق به اون اتاقی...
دایره لغات ابولفضل در یک سالگی...
آبه........آب و هر نوع نوشیدنی
جوووجووو.....هرنوع خیوانی
مااامااا.......مامان
بااااباااا.........بابا
به به.....موقع خوردن غذای مورد علاقه
نییی نییی....بچه های زیر ۱۰ سال
نییییس....وقتی چیزی رو گم میکنه
دررردررر.....بیرون رفتن که عاشقشه
اددده.....بده
دووو....بگیر
اااااته...وقتی عصبانی میشه
و.....
خداجون شکرت به خاطر تموم مهربونیات...


اندر احوالات 13 ماهگی...
