ابولفضلابولفضل، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

مادرانه های من کودکانه های تو

تکیه گاهم رفت...

چقدر سخت بود رفتنت اما مگر چاره دیگری هم بود ؟ شنیدن صدای لااله الا الله های همسایگان که برای بردن جسم بی جان تو از مقابل خانه مان بلند می شد سخت بود. شنیدن صدای شیون زنان سیاه پوشی که برای از دست دادن تو بر سر می کوفتند سخت بود.چقدر سخت بود دیدن چشمان اشکبار مادرم که حالا بچه داری اش به یتیم داری تبدیل شده ، دستان لرزان برادرم که بعد از تو بار سنگین مسئولیت روی دوشش سنگینی می کند  ازخودم چه بگویم که دیگر نه امیدی دارم به زندگی ونه هیجانی برای به دست آوردن چیز هایی که ندارم. آخر همه چیزم را یک شبه از دست داده ام .این تو بودی که با اشتیاق موفقیت هایم را دنبال می کردی و من هیچ وقت فراموش نمی کنم عشق صادقانه ات را پدر ، مراسم خاکسپاری،سوم،هفت...
7 دی 1391

یلدای پر از غم..

سفیدی برف را برای روحت شیرینی هندوانه را برای عشقت سرخی انار را برای قلبت و بلندای شب یلدا را برای زندگی قشنگت آرزومندم        فرشته کوچولوی من.... امسال اولین سالی هست که ابولفضل جون شب یلدا رو تجربه میکنه و چقدر شیرینه بودنش کنارمون و البته چه تلخه نبودن پدرم کنارمون... چند روز از فوت پدر میگذره و چقدر دل هممون براش تنگ شده نه هندونه ای.. نه اناری...و نه دل خوشی مامانی امیدوارم همه شبهای زندگیت پر ستاره باشه کاش باباجی هم زنده بود ...کاش  ... روحش شاد..     ...
1 دی 1391

ووروجک

              همه لحظه های پایانی پاییزت ، پر از خش خش آرزوهای قشنگ ..                                          پیشاپیش    .. یلدا مبارک کشتی گرفتن ابولفضل و جوجو   و شکست خوردن ابولفضل از جوجو...  قربون پسر ملوسم بشم... ...
21 آذر 1391

[عنوان ندارد]

پسرم دنیا بزرگه ولی تو یه دل بزرگتر از دنیا داری عزیزم با این چشای مهربون تو دل هر کی که خوبه جا داری پسرم دنیا بزرگه ولی من تو رو هر جایی که باشی میبینم برات از قشنگترین باغ زمین گلای مهربونی رو می چینم پسرم خدای مهربون ما بچه های خوب و خیلی دوست داره وقتی که از آسمون بارون میاد براشون خوابای رنگی میاره وقتی تو تو خواب می خندی می دونم یه فرشته داره نازت می کنه یه فرشته که شبیه خودته  خودشو محرم رازت می کنه پسرم دنیای پاک بچگی  از تموم زندگی قشنگ تره مهربون باش و به مردم خوبی کن حرفای فرشته ها یادت نره!!!   پسر گلم...
21 آذر 1391

همه چی آرومه

  همه چی آرومه ... همه چی آرومه تو به من دلبستی این چقد خوبه که تو کنارم هستی همه چی آرومه غصه ها خوابیدن شک نداری دیگه تو به احساس من همه چی آرومه من چقد خوشحالم پیشم هستی حالا به خودم می بالم تشنۀ چشماتم منو سیرابم کن منو با لالایی دوباره خوابم کن تو به من دلبستی از چشات معلومه من چقد خوشبختم همه چی آرومه بگو این آرامش تا ابد پابرجاس حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست دوست دارم فرشته کوچولوی من                   ...
19 آذر 1391