انتظار و انتظار....
الان کمتر از ۴۸ ساعت مونده تا انشاا... تو رو توی بغلم بگیرم. وقتی به این روزهایی که گذشته فکر می کنم می بینم دلم برای همه ی این روزها و این لحظات تنگ می شه. برای وقتی که یه شیرینی می خوردم و منتظر می موندم تا تو عکس العمل نشون بدی برای وقتی که دست روی شکمم می کشیدم و تو زودی خودتو قلمبه می کردی و ..... بالاخره این روزها تموم می شه و خاطرات خوشش برای ما به جا می مونه. خدا رو شکر می کنم به خاطر تمام این لحظات شیرین و امیدوارم با بغل گرفتن تو و شنیدن خبر سلامتی ات این لحظات به شیرین ترین لحظه ها ختم بشه. هنوزم باورم نمیشه من دارم مادر میشم و ۲ روز دیگه صدای دلنشین گریه های تو خونه رو پر میکنه مادر ...
نویسنده :
مامان ابولفضل
18:34





